تبليغاتX
دل نوا - آیا به سکوت می توان ایمان داشت؟

آیا به سکوت می توان ایمان داشت؟

دیروز با تموم حواشی گذشت.

اما یه چیزی ته گلومو می سوزونه...

انجام چند فعالیت موازی(رسمی٬و حتی غیر رسمی) اون هم روزی که می بایست نماد اتحاد میشد.

در انتخاب اولویت هامون دقت کنیم کاش!

 

پی نوشت۱: شرح فعالیت غیر رسمی دیگه بماند!

پی نوشت ۲: قابل توجه دوستان علاقمند به حواشی!

- برنامه با تریبون آزاد شروع شد.مثلا قرار بود درمورد اشخاص حرفی زده نشه اما قول و قرار مالید! آخرش ثابتی در جواب ایش و اوش یه عده معلوم الحال گفت: مگه نمیگین باید به حرف دیگران احترام گذاشت؟ چرا به ۱۷میلیون ایرانی احترام نمیذارین؟! کافیه ۵ سال(کلی مشعوف شدیم با این کلمه.ایول داری داداش) دیگه تحمل کنید.

- امون از سخنرانی! با اینکه بعد تریبون آزاد بود و یه عده رفته بودند جا برای نشستن نبود.برای همین جمعی از مرفهین بی درد! رفتند روی سن نشستند.سخنران هم فکر میکرد قراره یک ساعت و نیم صحبت کنه که با تذکر مسئولین رو به رو شد.همین طور استقبال بچه ها در جواب سوالش"می خوایند ادامه بدم؟ نه!"

- اومدیم بیرون دیدیم اینجا نمایشگاه عکاسی راه افتاده.برخی! به علت بی برنامگی جلوی در ایستاده بودند و عکس خاتمی در دست از ما استقبال کردند.

+قرار بود آقای خاتمی ۱۷ آذر به مناسبت "یک روز بعد روز دانش جو" سخنرانی کنند که موکول شد به ۲۵ آذر.احتمالا برای تبریک کریسمس خواهند آمد.+

- موقع شروع راه پیمایی همون برخی دور هم جمع شدند و شروع کردن به دست زدن(اخبار گوش نداده بودن لابد! نمی دونستن روز شهادته) و عکسهای موجود در دستشونو بالا پایین کردند. 

- جلوی سر در نقطه توقف بود.شهبازی دبیر جنبش عدالتخواه صحبت کرد و از غزه هم گفت(این بنده خدا موقع حرف زدن تموم وجودش می لرزه.طوری که آدم حس میکنه الانه که خدای نکرده سکته بزنه) کیا هم که پای ثابت این برنامه هاست دست کمی از شهبازی نداره.

- امروز عاشوراست٬ غزه کربلاست

- مقصد بچه ها مسجد بود.بسیجی رو جون به جونش کنی سینه زنه.جمع با نوای یا اباصالح(عج) عرض ارادت کرد و آخرش هم دعای فرج.

- این وسط بعضی قیافه ها دیدنی بود.مثلا یه عده درویش مسلک بودند(موهای بلند و ...!) یه خانوم خبرنگار با دامن! و کفش یه متری و نیمی مدام می نوشت! یه آقاهه هم موقع شعار دادن کیفش رو بالا پایین میکرد! بروز خلاقیت بود دیگه.یه عده هم نقش سیم کشی رو به عهده داشتند.یعنی میشه این بلندگوها یه روز وایرلس کار کنند؟!

- ازهمه جالب تر حضور دکتر معروفی بود.بچه ها بهش میگن دکتر! یه پیرمرد با مزه که عموما مسجد می تونی ببینیش.بلند بلند برای خودش سخنرانی میکنه!

پی نوشت ۳: همه اینها عکس داشت اما طی صلاحدیدی! نمایش داده نشد.

دیوونه نوشت: بسیجی خسته نباشی.

 

!! نوشته شده توسط ساقی | 9 | یکشنبه هفدهم آذر 1387 •